تبليغاتX
بی خانمان

بی خانمان

دلی شکسته تر از نای نی لبک دارم
یواش ...دست نزن شیشه ام ...ترک دارم
چقدر وسوسه در چشم انتخاب من است
که بر صداقت آیینه نیز شک دارم
رفیق بار غریبی به دوش من مانده
که احتیاج به یک دوست یک کمک دارم
فریاد زدم به من در قبال سکه ی زخم
چه می دهید؟ یکی گفت من نمک دارم!

من و تو هر دو غریبیم و آشنای سکوت
خوشم به اینکه غمی با تو مشترک دارم

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 20:58 توسط فرشته |


 من دیگر ناله نمی کنم ، قرنها نالیدن بس است می خواهم فریاد بزنم! اما اگر نتوانستم سکوت می کنم خاموش بودن بهتر از نالیدن است ... ----------------------------- به من بگو نگو ، نمی گویم؛ اما نگو نفهم ، که من نمی توانم نفهمم من می فهمم!! 

 دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 22:11 توسط فرشته |


 

هفت سین روحم در انتظار سین سبکبالی است

امسال بر سر سفره همسایه مان فقط دو سین است ...

           سرخی سیلی

.

.

خدایا! سینی از رنگ سخاوت به بندگانت عطا کن تا هفت سین هیچ خانه ای به رنگ سر افکندگی نباشد

آمین...

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 16:55 توسط فرشته |


این منم... قهرمان داستان نیمه کاره ات

   در این نیمه سرگردانم

نه راه بازگشت به اول سطر دارم نه توان قصه گویی

بیا.....حتی دیگر پایان عاشقانه ای هم نمی خواهم...فقط تمامم کن

                    تمام.

+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386 18:24 توسط فرشته |


عمر کوتاه من به انتظار بلند تو کفاف نمی دهد

  دیگر مساله ام بودن یا نبودن نیست...

چگونه ماندن و زیستن دردمن است..

 شاید هم ...

مساله عمر کوتاه من است

 

+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386 17:20 توسط فرشته |


 

    عشق پر ..

           وفا پر...

              آزادی پر....

    دلها پر پر   

کلاغ پر دیگر بازیه کوذکانه نیست 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 23:27 توسط فرشته |


عدالت را کشتند و از استخوانش چماقی درست کردند به نام قانون

بیچاره قانون که فکر می کند همان عدالت است

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن 1386 18:17 توسط فرشته |


چه ساده با گریستن خویش زاده میشویم و چه ساده با گریستن دیگران از دنیا میرویم و در میان این دو سادگی معنایی میسازیم به نام زندگي

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 19:8 توسط فرشته |


برای خریدن عشق هر کس هرچه داشت آورد،‌ دیوانه هیچ نداشت و گریست،‌ گمان کردند چون هیچ ندارد می گرید،‌ اما هیچکس ندانست که قیمت عشق اشک است !!!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 20:40 توسط فرشته |


 

مردان در صيد عشق به وسعت نامنتهايي نامردند گدايي عشق ميكنند تا وقتي مطمئن به تسخير قلب زن نشدند اما همين كه مطمئن شدند مردانگي را در كمال نامردي به جا مي اورند.

دكتر علي شريعتي

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 21:57 توسط فرشته |


بریم شونه های نحیفم

دیگه وقته خوابه....

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386 18:35 توسط فرشته |


چه قدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی‌ ، حس کنی هنوزم دوسش داری چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی، اما وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی چقدر سخته که وقتی پشتت بهشه ، دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه و مجبور بشی بخندی که نفهمه هنوزم دوستش داری

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386 21:55 توسط فرشته |


عمق فاجعرو دیدم

اون وقتی که دخترک هنوز عروسکش که دیشب بهش شب بخیر گفته بودو قرار بود فردا صبح بهم صبح بخیر بگن  تو بغلش بود      صبح شده بود اما نمی دونم چرا بیدار نمی شدن...

اون وقتی که پدر دو قلوهاشو رو دوشش گذاشته بود و میخواست او نارو یه جا دیگه بخوابونه  اما

نمی دونم چرا تو خاک......

اون وقتی که اشکم می ترسید از چشمام بیاد پایین  چون طاقت نداشت ببینه اون دوتا عروس دومادو

 که با اون همه قول و قرار حالا هرکدومشون ....

خدایا چجوری دیدنه این صحنه هارو تاب آوردم   اما همرو دیدم

 

۵ دی ماه سالروز زلزله بمه  نمی دونم این مردم ساعت ۵ چهلو پنج دقیقه صبح سال۸۲  تاوان کم کاری کدوم مسوول رو پس دادند  الان ساختن کدوم خونه لوکس کدوم برج می تونه داغ اون عزیز از دست داده ها رو خاموش کنه میگن الان تو بم خونه ها دارن با مقاومت و تکنولوژی روز ساخته میشن...کدوم یکی از اونایی که مردن نباید طعم زندگی تو یه سرپناه امن و می چشیدن!کدوما زیادی بودن......دارم با اون هایی حرف می زنم که الان فکر می کنن از گود بیرونندو هیچ تقصیری هم احساس نمیکنند...اماخون همه کشته شده های بم به گردنشونه و با هیچ حلالی  هم پاک نمیشه..نمیشه...میخوام با اون مسوول هایی حرف بزنم که وقتی میزو یه دم و دستگاهی می بینن و یه دفعه یه عنوانی پیدا میکنن یادشون میره برا چی بهشون میگن وزیر مدیر کل یا.....فقط تو تمام مدت کارشون با حرفهای پوچ و وعده های از باد تو خالی تر سر مردم رو گرم میکنن وقتی هم که میبینن وضع داره خراب میشه یا استعفا میدن یا با وقاحت تمام تقصیرو گردن قبلی ها میندازن...خوب اینم نتیجش.........راستی سمت جدید مبارک میبینم که پسته بالا تری بهت دادن    شک نکن که لیاقتشو داشتی!!!این همه بچه و بزرگ و کوچیک هم که مردن خواست  خدا بوده  یه وقت فکر نکنی به خاطر این بوده که تو نتونستی براشون سرپناه امن بسازی.. 

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386 21:52 توسط فرشته |


 

هر وقت قلبمو تو آینه نگاه می کنم  میبینم طفلی پای چشمش کبوده

   نمی دونم کی می خواد یاد بگیره اون قلبه نه آسفالت که بذاره همه از روش رد بشن

       آخه پس کـی...

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386 20:0 توسط فرشته |


منو اندازه جون میخواست   ای کاش نمیخواست

خنده هاش میگفت میخوام ولیکن اخماش نمیخواست

                  دل به دل راه داره حاشایی دیگه بی اثره

                 تو دلش منو میخاست اگر تو چشماش نمیخواست

 منو میخواستوروزی صد دفعه میگفت ولی حیف

واسه امروزش میخواست برای فرداش نمیخواست

               ما با هم مثل دو تا کفتر هم خونه بودیم

               ولی افسوس که منو تو قصر زیباش نمیخواست 

 

+ نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386 23:52 توسط فرشته |


شما میدونین "تو "کیه؟ کدوم!

همون که همه دوسش دارن 

  نمیدونم کیه اما بهش حسودیم میشه

همه میگن "تو"رو دوست دارم  

  کاش منم "تو "بودم تا همه دوسم داشتن

+ نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386 0:50 توسط فرشته |


کاش نگاهم را می فهمیدی

    قبل از سرد شدن دستهایم

قبل از آنکه کوه به کوه به دنبال روحم روانه شوم

قبل از آنکه آخرین بند وجودم مرا به تازیانه کشد 

کاش لحظه آخر اشکم زیر پلکهایم پنهان نبود

   اما نمی دانم اگر اشکم را می دیدی.........

+ نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386 16:17 توسط فرشته |


تردید تردید   خدایا همش تردید...

بارها خواستم چمدونم رو بر دارم و بدون هیچ کلامی برم   امامگه عشقت میذاشت

هر دفعه موقع رفتن کلاف خاطراتت دور پاهام میپیچید و تا بازشون می کردم دیگه رفتن از یادم میرفت

اینه که عمریه پیشت موندم

+ نوشته شده در شنبه یکم دی 1386 17:41 توسط فرشته |


زندگی هر ادمی مثل یک فیلمه  آدمهای زیادی توی فیلم تو بازی میکنند

اما یادت باشه تو قهرمان فیلمی و تا آخر نباید صحنرو ترک کنی

قهرمانهای فیلم همیشه پیروزند

+ نوشته شده در شنبه یکم دی 1386 0:40 توسط فرشته |


مي نويسم (( د ي د ار ))

تو اگر بي من و دلتنگ مني ... يك به يك فاصله ها را برداردلم گرفته نازنین   بیا منو با خود ببر

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 23:17 توسط فرشته |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مهر 1388

اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386



پیوندها

مرجان نماینده
گیتی صارمی
نجمه آجر بندیان
آذر جزایری
آرتور
قهوه تلخ
ناما جعفری
احسان آذری نیا
جواد لگزیان
علی
....
نگار
مجید سعد آبادی
محمد رضا کاظمی
.....
بهمن احمدی امویی
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin