یواش ...دست نزن شیشه ام ...ترک دارم
که بر صداقت آیینه نیز شک دارم
که احتیاج به یک دوست یک کمک دارم
چه می دهید؟ یکی گفت من نمک دارم!
من و تو هر دو غریبیم و آشنای سکوت
خوشم به اینکه غمی با تو مشترک دارم
من و تو هر دو غریبیم و آشنای سکوت
خوشم به اینکه غمی با تو مشترک دارم
دکتر علی شریعتی
هفت سین روحم در انتظار سین سبکبالی است
امسال بر سر سفره همسایه مان فقط دو سین است ...
سرخی سیلی
.
.
خدایا! سینی از رنگ سخاوت به بندگانت عطا کن تا هفت سین هیچ خانه ای به رنگ سر افکندگی نباشد
آمین...
در این نیمه سرگردانم
نه راه بازگشت به اول سطر دارم نه توان قصه گویی
بیا.....حتی دیگر پایان عاشقانه ای هم نمی خواهم...فقط تمامم کن
تمام.
دیگر مساله ام بودن یا نبودن نیست...
چگونه ماندن و زیستن دردمن است..
شاید هم ...
مساله عمر کوتاه من است
عشق پر ..
وفا پر...
آزادی پر....
دلها پر پر
کلاغ پر دیگر بازیه کوذکانه نیست
بیچاره قانون که فکر می کند همان عدالت است
مردان در صيد عشق به وسعت نامنتهايي نامردند گدايي عشق ميكنند تا وقتي مطمئن به تسخير قلب زن نشدند اما همين كه مطمئن شدند مردانگي را در كمال نامردي به جا مي اورند.
دكتر علي شريعتي
دیگه وقته خوابه....
اون وقتی که دخترک هنوز عروسکش که دیشب بهش شب بخیر گفته بودو قرار بود فردا صبح بهم صبح بخیر بگن تو بغلش بود صبح شده بود اما نمی دونم چرا بیدار نمی شدن...
اون وقتی که پدر دو قلوهاشو رو دوشش گذاشته بود و میخواست او نارو یه جا دیگه بخوابونه اما
نمی دونم چرا تو خاک......
اون وقتی که اشکم می ترسید از چشمام بیاد پایین چون طاقت نداشت ببینه اون دوتا عروس دومادو
که با اون همه قول و قرار حالا هرکدومشون ....
خدایا چجوری دیدنه این صحنه هارو تاب آوردم اما همرو دیدم
۵ دی ماه سالروز زلزله بمه نمی دونم این مردم ساعت ۵ چهلو پنج دقیقه صبح سال۸۲ تاوان کم کاری کدوم مسوول رو پس دادند الان ساختن کدوم خونه لوکس کدوم برج می تونه داغ اون عزیز از دست داده ها رو خاموش کنه میگن الان تو بم خونه ها دارن با مقاومت و تکنولوژی روز ساخته میشن...کدوم یکی از اونایی که مردن نباید طعم زندگی تو یه سرپناه امن و می چشیدن!کدوما زیادی بودن......دارم با اون هایی حرف می زنم که الان فکر می کنن از گود بیرونندو هیچ تقصیری هم احساس نمیکنند...اماخون همه کشته شده های بم به گردنشونه و با هیچ حلالی هم پاک نمیشه..نمیشه...میخوام با اون مسوول هایی حرف بزنم که وقتی میزو یه دم و دستگاهی می بینن و یه دفعه یه عنوانی پیدا میکنن یادشون میره برا چی بهشون میگن وزیر مدیر کل یا.....فقط تو تمام مدت کارشون با حرفهای پوچ و وعده های از باد تو خالی تر سر مردم رو گرم میکنن وقتی هم که میبینن وضع داره خراب میشه یا استعفا میدن یا با وقاحت تمام تقصیرو گردن قبلی ها میندازن...خوب اینم نتیجش.........راستی سمت جدید مبارک میبینم که پسته بالا تری بهت دادن شک نکن که لیاقتشو داشتی!!!این همه بچه و بزرگ و کوچیک هم که مردن خواست خدا بوده یه وقت فکر نکنی به خاطر این بوده که تو نتونستی براشون سرپناه امن بسازی.. 
هر وقت قلبمو تو آینه نگاه می کنم میبینم طفلی پای چشمش کبوده
نمی دونم کی می خواد یاد بگیره اون قلبه نه آسفالت که بذاره همه از روش رد بشن
آخه پس کـی...
خنده هاش میگفت میخوام ولیکن اخماش نمیخواست
دل به دل راه داره حاشایی دیگه بی اثره
تو دلش منو میخاست اگر تو چشماش نمیخواست
منو میخواستوروزی صد دفعه میگفت ولی حیف
واسه امروزش میخواست برای فرداش نمیخواست
ما با هم مثل دو تا کفتر هم خونه بودیم
ولی افسوس که منو تو قصر زیباش نمیخواست
همون که همه دوسش دارن
نمیدونم کیه اما بهش حسودیم میشه
همه میگن "تو"رو دوست دارم
کاش منم "تو "بودم تا همه دوسم داشتن
قبل از سرد شدن دستهایم
قبل از آنکه کوه به کوه به دنبال روحم روانه شوم
قبل از آنکه آخرین بند وجودم مرا به تازیانه کشد
کاش لحظه آخر اشکم زیر پلکهایم پنهان نبود
اما نمی دانم اگر اشکم را می دیدی.........
بارها خواستم چمدونم رو بر دارم و بدون هیچ کلامی برم امامگه عشقت میذاشت
هر دفعه موقع رفتن کلاف خاطراتت دور پاهام میپیچید و تا بازشون می کردم دیگه رفتن از یادم میرفت
اینه که عمریه پیشت موندم
اما یادت باشه تو قهرمان فیلمی و تا آخر نباید صحنرو ترک کنی
تو اگر بي من و دلتنگ مني ... يك به يك فاصله ها را بردار